حمید پوران، کارشناس محیط زیست
استنباط ما این است که هر سال ۲ تا ۵ میلیارد تن گرد و غبار(ریزگرد) بر روی سطح زمین جابه جا می شود، حجمی عظیم که بیانگر عدم توانایی ما در ارزیابی و درک دقیق این توفانها است. تخمین زده میشود که تنها بیست تا بیست و پنج درصد توفانهای گرد و غبار ناشی از فعالیتهای مخرب انسانی است و همین میزان کافی است تا بسیاری از کشورها را با مشکلات اساسی زیست محیطی و میلیاردها دلار خسارت سالانه مواجه کند. در ان میان ایران نیز از جمله کشورهائی است که با مشکل توفانهای شن و گرد و غبار (ریزگردها) دست به گریبان است. توفان شن که در شرق ایران و بخصوص سیستان وبلوچستان به کرات مشاهده می شود پدیده نام آشنائی است که به دلیل وجود شنهای روان و بخصوص در صورت وجود باد مناسب (همچون بادهای ۱۲۰ روزه) به وقوع می پیوندد.
چنین توفانهایی به دلیل سنگینی ذرات شن در دامنه جغرافیایی مشخصی شکل گرفته و حرکت آنها هم در ارتفاع و هم در طول زمین محدود است البته این به معنای کم بودن خسارات ناشی از آن نیست. توفانهای گرد و غبار اگرچه در گذشته در مناطقی از کشور همچون خوزستان مشاهده می شدند اما هرگز با چنین شدت و تناوبی وجود نداشتند. ذرات تشکیل دهنده این توفانها ذراتی به نام سیلت و رس هستند که با وزن و حجم بسیار کم (میکروسکوپی) خود قادرند تا چند هزار کیلومتر بر روی زمین و تا چند کیلومتر در ارتفاع حرکت کنند. بیراه نیست اگر بگوییم حرکت عمودی آنها در آسمان گاهی با ارتفاع قله اورست قابل مقایسه است.
وقتی سالانه بیش از صد و هشتاد میلیون تن گرد و غبار از صحرای آفریقا برخواسته, اقیانوس اطلس را طی می کند و و بعد از چند هزار کیلومتر بر روی جنگلهای آمازون فرود می آید درک این مطلب که توفانهای گرد و غبار می توانند از کشورهای همسایه به ایران بیایند و حتی از ارتفاعات زاگرس عبور کرده و به عمق کشور برسند عجیب نیست. حداقل ده سال است که مردم ایران بویژه در غرب کشور با مشکل توفانهای متعدد گرد و غبار مواجهند. توفانهایی که گاه تهران را هم بی نصیب نگذاشته اند. در برخی موارد چنان مقدار این ذرات پراکنده در هوا زیاد بوده که دستگاههای مخصوص اندازه گیری آنها هم از کار افتاده اند.
تعطیلی مدارس و مراکز دولتی تقریبا تنها راهکاری است که هر سال در چنین شرایطی توصیه می شود حال آنکه عمق خسارات اقتصادی و صدماتی که بر سلامتی افراد جامعه وارد می شود اغلب براحتی مشهود نیست. چند ماه قبل زمانی که قطع شبکه برق خوزستان را به تاریکی فرو برد و خسارات اقتصادی آن ناشی از آن و استیصال مردمی که بدون داشتن برق, آب آشامیدنی و تلفن مجبور بودند چنین شرایطی را تحمل کنند توجهات مردم ایران را به خود معطوف کرد بار دیگر کم توجهی به معضل مزمن توفانهای گرد و غبار و آماده نبودن و عدم برنامه ریزی مناسب حتی یکی از تخصصی ترین مجموعه های کشور, وزارت نیرو, نشان داد که گله دیرینه مردم خوزستان بجاست.
اگر چه عمده کانونهای گرد غباری که وارد ایران می شوند در خارج از کشور قرار دارند اما دور از انصاف نیست که بگوییم برای از بین بردن یا محدود کردن کانونهای گرد و غبار داخل کشور قدمهای اندکی برداشته شده و در جهت سازگاری و کاهش مشکلات مردم ساکن این مناطق بخصوص شهری همچون اهواز عملا هیچ کاری صورت نپذیرفته است. مقابله با چنین معضل مهمی که گفته می شود نزدیک به شصت درصد کشور را متاثر می کند و عمدتا منشا خارجی دارد بدون آموختن و همکاری میسر نیست.
اینجاست که نقش کنفرانس بینالمللی مقابله با گرد و غبار که در چند روز آینده در تهران برگذار خواهد شد نمایان می شود. تجربیات سایر کشورها که یا مستقیما و یا از طریق ساز و کارهای مربوط به برنامه محیط زیست سازمان ملل می تواند در اختیار ایران قرار داده شود. اگر چه کشورهایی مانند چین هم اکنون در حال برنامه ریزی و مقابله با چنین پدیده ای هستند اما شاید پر رنگ ترین مثال در این زمینه ایالات متحده امریکا باشد. زمانی که در دهه سی میلادی توفانهای گرد و غبار از بخشهای مرکزی ایالات متحده به دورترین بخشهای آن در شرق این کشور رسید و آسمان شهرهای نیویورک و واشنگتن را تاریک کرد آمریکا به این نتیجه رسید که برنامه ریزی کارا با نگاهی بلند مدت اما زود بازده تنها راه مبارزه با آن است.
در آن زمان ایالتهایی همچون اوکلاهاما از توفانهای گرد و غبار آسیب دیده بودند که مردم دسته دسته از محل سکونت خود کوچ می کردند. حتی چنین پدیده آثار فرهنگی و اجتماعی متعددی را نیز با خود به همراه آورده بود از جمله کتاب معروف خوشه های خشم که توسط جان استاینبک نوشته شد و روایتگر تیره روزی کشاورزی مهاجر بود که این توفانها کارش را از او گرفته و وادار به مهاجرت شده بود. در چنین شرایطی ایالات متحده برنامه حفاظت خاک را با جدیت پیگیری کرد و در فاصله سالهای ۱۹۳۴ تا ۱۹۴۲ (تنها در فاصله ۸ سال) نزدیک به ۲۲۰ میلیون اصله درخت کاشت که طول آنها در کنار هم در مجموع به ۳۰ هزار کیلومتر میرسید.
درختانی که هنوز بسیار از آنها پا برجاست. از بحران توفانهای ۸۰ سال قبل تا کنون که ماهوارههای موجود میزان متغیرهای محیط از جمله گردو غبار و رطوبت خاک را به صورت لحظه ای تعیین می کنند راه درازی طی شده تجارب بسیار با ارزشی که گردهماییهایی همچون کنفرانس تهران فرصت تبادل آنها را فراهم می کند. تردیدی نیست که منشا بسیاری از این ریزگردها خارج از ایران بوده و ریزگردهای سایر کشورها بلاخص عراق و عربستان نیز در بروز چنین توفانهای نقش قابل توجهی به عهده دارند. به صورت کلی میتوان نقشی نسبی برای هر کدام از این کشورها در نظر گرفت اما بیان عدد دقیق و یک میزان مشخص با توجه به میزان متغیرهای موجود و پویائی شرایط امری بسیار بعید است. در مورد منشاء ریزگردها شدت, ارتفاع, اندازه ذرات, تناوب وقوع, میزان و مواد همراه ریزگردهاست که اهمیت آنها را مشخص میکند.
با چنین دیدگاهی اگر چه مشارکت و همگرائی با کشورهای مختلف منطقه در برنامههای مبارزه با توفانهای گرد و غبار امری لازم و ضروری است اما در مورد عراق این مساله اهمیتی به مراتب ویژه داشته و خسارات ناشی از عمل نکردن به آن نیز به نحو قابل ملاحظهای بیشتر است. در این مورد انتظار این است که سازمان ملل مستقیما یا از طریق ایران با سرمایه گذاری مناسب در این زمینه و برداشتن گامهای عملی دولت و مردم عراق را در این زمینه یاری داده و مستقیما به کاهش بحران آلودگی هوا در ایران نیز کمک کند.هماهنگی و همگرایی همه سازمانهای زیربط محلی و منطقه ای و ایجاد یک دفتر دائمی بین المللی نیز در این زمینه بسیار حائز اهمیت است.
همانطور که ذات علم پویائی و تحرک است , علوم محیط زیست هم به عنوان مجموعه گسترده ای از علوم تنها در صورت ارتباط مستمر با همتایان خود در دانشگاه ها و سازمانهای دیگر کشورها میتوانند به سمت تکامل حرکت کنند. این مهم نیازمند نگاهی همه جانبه نگر است که تبادلات علمی میان کشورها وسازمانهای محیط زیست را (حتی در صورت تفاوتهای سیاسی میان کشورها) قدر بداند و تشویق کند. سازمان ملل و کلیه کشورهایی که علاقمند به توسعه پایدار هستند می توانند از فرصت فراهم آمده برای آموختن از تجربیات یکدیگر و حتی برنامه ریزی برای مشارکت عملی در مهار این مشکل استفاده کنند. در نهایت اینکه کنفرانس بینالمللی مقابله با گرد و غبار در ایران را باید یک گام بسیار با ارزشمند تلقی کرد هرچند دستاوردهای عملی آن در زمینه مبارزه با این معضل محدود خواهد بود اما چنین مساله ای نباید منکر تلاشهای قابل توجه صورت گرفت برای مطرح کردن این مشکل در سطح بین المللی شود.